از سفر، کار، زندگی و ...
نوشتن در وبلاگ کار سختیست.
از بس گزارشات رسمی می نویسم و مطالب و محتوای نامه ها و گزارشها، تکراری و خشک و جدی هستند، فرصتی که دست می دهد، دوست دارم به ساده ترین حالت ممکن بنویسم و البته می نویسم، یعنی تایپ می کنم و جالب است که نمی توانم آنها را اینجا بگذارم.
مگر در شرایطی خاص و با بی میلی این کار را انجام دهم.
نوشتن امور شخصی، کار سختی است وقتی که دیگران بخواهند آنها را ببینند و بخوانند!
به یاد ناهید و شعری که ۱۰ سال پیش در انتهای نامه ای برایم نوشته بود :
بیم آن ندارم که روزی آسمان ترا از من بگیرد بیم آن دارم که روزی تو خود را از من بگیری
بیم آن دارم که شب در وجود تو طوفان کند خورشید مهر تو را پنهان کند
درختی را که من در تو کاشته ام، براندازد و برگهای طلایی دوستی را بر خاک اندازد
************
و اما مدت زیادیه که هر کدوم از ما خودمون رو از اون دیگری گرفته ایم (و البته پیشتر من!).