تبليغاتX
نوشته های شخصی

نوشته های شخصی

از سفر، کار، زندگی و ...

 

 CLOSED 

هستم اگر می روم، گر نروم نیستم!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/27ساعت 13:58  توسط مریم  | 

 

عکس های سفر یزد را نگاه می کردم، محراب مسجد جامع یزد؛

همیشه محراب را که می بینم، یاد قبر می افتم،
و قبر مرا یاد محراب می اندازد.
انگار هر یک به نوعی مرا به اصل خودم متوجه می کنند.
محراب، روحم را و قبر، جسمم را!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/26ساعت 23:54  توسط مریم  | 

 

نقاش این نقاشی های زیبا آقای کاتوزیان است. این نقاشی به همراه چند اثر دیگر از این استاد امروز برایم ایمیل شده است. متن ایمیل این است "این روزها که شنیدن یا خواندن اخبار فقط اعصاب ها را خورد میکنه، یه کم نگاه به هنر ایرانیها آدم رو شاد میکنه. ببینید و لذت ببرید..."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/24ساعت 11:45  توسط مریم  | 

 

گاهی راست می گفتی و گاهی دروغ!
احساسم را می گویم، نه تو را!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/23ساعت 17:35  توسط مریم  | 

 

  مدتیست حال عجیبی دارم،
  من گم شده ام!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/23ساعت 17:1  توسط مریم  |